دلم میسوزد و کاری از دستم برنمیآید...
وقتی میبینم مردم افغانستان، بهویژه غرب کابل که با رنج و مشقت فراوان خانه و کاشانهای برای خود ساختهاند، بار دیگر با خطر تخلیه اجباری شهرکهای مسکونی، آوارگی و بیپناهی مواجهاند، جز اندوه و نگرانی عمیق، چه میتوانم بگویم؟
خانه تنها چهاردیواری نیست؛ حاصل سالها تلاش، خاطرات یک عمر، احساس تعلق به سرزمین و پناهگاهی برای خانواده است. ویران شدن امنیت سکونت و محروم شدن مردم از خانههایشان، تنها یک جابهجایی مکانی نیست؛ بلکه میتواند به معنای گسستن پیوندهای اجتماعی، تضعیف کرامت انسانی و تحمیل رنجی عمیق بر خانوادههایی باشد که از پیش نیز بار سنگین بحرانهای افغانستان را بر دوش میکشند.
در چنین شرایطی، هرگونه تخلیه شهرکهای مسکونی باید بر اساس قانون، با رعایت حقوق مالکیت، کرامت انسانی و اصول عدالت انجام شود. هیچکس نباید به دلیل زبان، هویت فرهنگی یا تعلق اجتماعی خود، احساس ناامنی و بیپناهی کند. افغانستان خانه مشترک همه شهروندان آن است و صلح و ثبات پایدار، بدون تأمین حقوق برابر، عدالت و همزیستی مسالمتآمیز میان اقوام و گروههای مختلف، دستیافتنی نخواهد بود.
دلم میسوزد؛ نه فقط برای خانههایی که ممکن است ویران شوند، بلکه برای دلهای شکسته، خانوادههای نگران و کودکانی که شاید فردا سرپناه امنی نداشته باشند. دردناکتر از همه، احساس ناتوانی در برابر رنج مردمی است که سزاوار زندگی با عزت، امنیت و آرامشاند.
خدایا! خودت حافظ مردم و سرزمین افغانستان باش. پناه بیپناهان، فریادرس مظلومان و نگهدار خانههایی باش که امید و آرامش خانوادهها در آنها زنده است. نگذار ظلم و بیعدالتی بر زندگی مردم سایه افکند و روزی را برسان که هیچ انسانی در وطن خویش، از خانه، هویت و آیندهاش احساس ناامنی نکند.
آمین یا ربالعالمین.
اسدالله زائری : دانش آموخته علوم سیاسی، در جستجوی فهم دانش سیاسی؛آروزمند صلح وآرامش در جهان.