فیض محمد کاتب، مورخ و فیلسوف واقع¬گرا
واقع¬گرایی به این معنا که کاتب در مورد مشروعیت حاکم و مبانی مشروعیت حکومت ساکت است؛ و چیزی به زبان نمی آورد. ولی روش و منش او نشان می¬دهد که کاتب در عمل در مسیر«واقع گرایی» گام بر داشته است؛ از جمله آنکه وی مباحث مستوفایی به بیانی ویژگی¬های حاکم صفات چون، علم و دانایی، تدبیر، عدالت، شایستگی مدیریتی، آلود نبودن به انواع فساد و مشوره پذیر بودن تدبیر، علم و آگاهی و حسن سیاست، اختصاص داده است؛ ولی در عین حال وجود سلطان و اطاعت از حاکم را به مثابه یک ضرورت عقلی و شرعی مورد تأکید قرار می¬دهد. عبارات زیر گویایی سیری کاتب در مسیر «واقع گرایی» است؛
- آحاد و افراد اعداد بنی نوع انسان، مختلفه الاراء و متفاوت العقول می¬باشند و داعیه افعال و غایه حرکات و اعمال ایشان در نهایت اختلاف است.
- اگر ایشان به مقتضای طبایع و آراء و مقاصد خود واگذاشته شوند، هر آینه همدیگر را مانند درندگان بر و ماهیان بحر می¬درند و به افساد و افنای یکدیگر مشغول و مواظب می¬شوند و عالم را در هرج و مرج انداخته، رشته نظام و انتظام را مختل ساخته از هم می¬کسلانند.
- پس نوعی از تدبیر می¬باید که به واسطه آن هر یکی را در منزل و محلی که مستحق باشد وداشته، او را از افعال ذمیمیه و اعمال قبیحه مانع گردیده، به حق خودش قانع کند و دست تعدی و تصرف او را از حقوق و مراتب دیگران کوتاه نماید.
از نظر عقل و شرع، وجود حاکم و سلطان برای برقراری آن نظم و انتظام امور لازم و فرمانبری و اطاعت از او بر همه کس واجب است، خواه آن حاکم و حکومت خوب باشد، خواه بد.
- غیر از مدلول آیات و روایات در این باب، به امعان نظر و مشاهده و مطالعه در تاریخ و تجربه، ثابت شده است که امر دنیا و آخرت انسان، و انتظام ملک و ملکت، بدون وجود حکومت قاهر و توجه و نظر و تدبیر سایس مدبیر امکان پذیر نمی باشد.
- هر ملتی که سلطان و امیر خود را چنانکه بایسته است اطاعت نکند، روی به خرابی و زوال می گذارد.
- اطاعت از سلطان ظالم بهتر از مهمل و معطل ماندن رعیت است. (کاتب، 1390،ج:4، بخش،3، 416 - 417) همان طور که می¬بینیم کاتب به حیث فیلسوف سیاسی، نخست به ضرورت عقلی و شرعی حکومت در جامعه اشاره می¬کند، بدون اینکه متعرض مشروعیت و مبانی آن بشود. از سوی دیگر کاتب هر نوع شورش علیه حکومت متغلب را تجویز و تشویق نمی¬کند، آن چه که از آثار کاتب بر¬می¬آید، این است که وی به هیچ وجه در آثار و عصر خویش قائل به شورش و عصیان علیه حاکم مستبد و ظالم نبوده است. به دلایلی از جمله فقدان قدرت لازم مردم، نبود بدیل مناسب، و امکان ظهور هرج و مرج و بروز تغلب بیش تر، به این امر رضایت و جواز نداده است. از سویی از لحاظ انسان شناختی، اگر بگوییم که نگاه او به انسان هابز گونه است، شاید بی راه نرفته باشیم.
اسدالله زائری : دانش آموخته علوم سیاسی، در جستجوی فهم دانش سیاسی؛آروزمند صلح وآرامش در جهان.