کشمکشهای درونی و منازعه بر سر قدرت، همواره از چالشهای اساسی رژیمهای فاقد پشتوانه مردمی در افغانستان به شمار میرفته است. در همین چارچوب، حفیظالله امین با حذف فیزیکی نورمحمد ترهکی، همحزبی خود، مسیر زمامداری را برای خویش هموار ساخت. بنابر روایتهای تاریخی، امین ترهکی را به قتل رساند و در ۲۴ سنبله ۱۳۵۸ (۱۵ سپتامبر ۱۹۷۹) جای او را گرفت. تلویزیون کابل در ساعت هشت شب ۱۶ سپتامبر اعلام کرد که ترهکی به دلیل «بیماری» از انجام وظایف اداری کناره گرفته و این موضوع را به دفتر سیاسی حزب دموکراتیک خلق و شورای انقلاب اطلاع داده است. این ادعا سرپوشی بر واقعیتِ حذف سیاسی او در جریان نزاع قدرت بود. بعدها رادیو کابل خبر درگذشت ترهکی را در ۹ اکتبر ۱۹۷۹ منتشر کرد.
پس از آنکه امین قدرت را بهطور کامل قبضه کرد، افغانستان با آشفتگی فزایندهای روبهرو شد. مداخلات آشکار پاکستان و سازماندهی «نیروهای مخالف» و «جهاد» از سوی استخبارات نظامی آن کشور، نیروهای مجاهدین را از نظر کمی و کیفی تقویت کرده و صحنه سیاسی افغانستان را بهشدت پیچیده ساخته بود. تشدید چالشهای داخلی و جنگ قدرت، گامبهگام پاکستان را به تحقق خواستههای راهبردیاش نزدیکتر میکرد.
امین پیش از این خود را از وفادارترین طرفداران مسئله پشتونستان میدانست و ترهکی را متهم می¬کرد که در دیدار با ژنرال ضیاءالحق، رئیسجمهور پاکستان، در هاوانا بر سر این موضوع سازش کرده است. با این همه، هنگامی که خود به قدرت رسید، به سراغ همان قفلی رفت که کلیدش در دست پاکستان بود، اما اقدام شتابزدهاش برای بقای قدرت، دستاوردی به همراه نداشت و او را دستخالی گذاشت.
امین در مواجهه با بحرانهای فزاینده، ناگزیر به سوی عادیسازی روابط با پاکستان گام برداشت، در حالیکه مقامهای پاکستانی که خود را در موقعیت برتر میدیدند، تمایلی به این نزدیکی نشان نمیدادند. او پس از کسب قدرت در سال ۱۹۷۹، کوششهایی را برای بهبود مناسبات آغاز کرد. به گفته دکتر شاه ولی، پس از ۲۶ سنبله دو نامه، یکی برای آقای شاهی (وزیر خارجه وقت پاکستان) و دیگری برای رئیسجمهور ضیاءالحق ارسال شد و نیت افغانستان برای بهبود روابط به طرف پاکستانی گوشزد گردید. پیش از آن نیز مذاکراتی صورت گرفته و پاکستان با ارتقای سطح گفتوگوها تا سطح وزرای خارجه موافقت کرده بود؛ بر این اساس مقرر شد آقای شاهی به کابل سفر کند. این برنامه درست یک هفته پیش از هجوم اتحاد شوروی تنظیم شد، اما بدیِ هوا سبب کاهش دید در میدان هوایی کابل گردید و سفر را یک هفته به تعویق انداخت. روایت دیگری نیز حاکی است که قرار بود آقای شاهی در ۲۲ سپتامبر وارد کابل شود و حتی برای استقبال از او فرش قرمز پهن کرده بودند و شاه ولی در میدان هوایی انتظار میکشید، اما هواپیمای حامل او بدون توقف از فراز کابل عبور کرد و مستقیماً به سوی ایران پرواز نمود.
رژیم متزلزل امین او را در موقعیتی شکننده قرار داده بود و تلاشهایش برای حفظ قدرت، از جمله سیاست نزدیکی به پاکستان، در همین راستا قابل تحلیل است. نزدیکی همزمان با آمریکا و پاکستان میتوانست مانعی در برابر اقدام نظامی شوروی علیه او ایجاد کند، اما ژنرال ضیاءالحق برای حل اختلافات با کابل عجلهای نشان نمیداد. امین میکوشید با پاسخ مثبت به خواستههای پاکستان، از بحرانهای پیشِ رو عبور کند. بر پایه ادعاهایی که پس از تجاوز شوروی مطرح شد، هدف او از این نزدیکی، تشکیل یک حکومت ائتلافی با مخالفان و تصفیه عناصر کمونیست بود. این تلاشها در شرایطی دنبال میشد که هر دو کشور همچنان به تقویت و تحریک نیروهای مخالف یکدیگر ادامه میدادند.
الگوی رفتاری امین در قبال پاکستان، که برآمده از شرایط بحرانی داخلی و بیاعتمادی ساختاری بود، فراتر از آن مقطع تاریخی نیز در مناسبات دو کشور طنینانداز شده بود. امروزه نیز تنشهای مرزی، اختلافهای ریشهدار بر سر خط دیورند، پویاییهای ژئوپلیتیکی مرتبط با جنبشهای فرامرزی و رقابت قدرتهای منطقه¬ای، صحنه روابط افغانستان و پاکستان را همچنان پیچیده و شکننده نگه داشته است. از این رو، دوره کوتاه حکومت امین را میتوان نمونهای فشرده از تداوم تاریخی الگوی تنشآلود میان دو همسایه دانست که راهحلهای عجولانه، آن را به بنبستهای عمیقتری کشانده است.
اسدالله زائری : دانش آموخته علوم سیاسی، در جستجوی فهم دانش سیاسی؛آروزمند صلح وآرامش در جهان.