همزیستی مسالمت آمیز ادیان توحیدی( اسلام، مسحیت و یهودیت) در فلسطین؛ از منظر فقه سیاسی
اسدالله زائری
چکیده:
همزیستی مسالمت¬آمیز رویکردی است که تحقق آن در جوامعی با تنوع دینی و فرهنگی، به صلح پایدار، سلامت جمعی و رفاه اجتماعی منجر می¬شود. به عبارت دیگر، وجود همزیستی مسالمت¬آمیز در جوامع چنددینی، از مهمترین پیش شرط¬های بقای حیات جمعی و استمرار همزیستی اجتماعی محسوب می-گردد. تاکنون طرح¬ها و راهکارهای متعددی برای تقویت زندگی صلح¬آمیز و پایدار میان ادیان توحیدی در فلسطین ارائه شده است، اما به دلایل گوناگون، این راهکارها موفق به ایجاد همزیستی پایدار بین این ادیان نشده¬اند. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه¬ای بر آن است تا راهکارهای همزیستی مسالمت¬آمیز میان ادیان توحیدی در فلسطین را به عنوان یک موضوع فوری و ضروری، مبتنی بر دانش فقه سیاسی تحلیل و بررسی نماید. با توجه به ماهیت پیچیده و طولانی بحران فلسطین و اهمیت ویژه همزیستی مسالمت¬آمیز در جوامع چندفرهنگی، سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که همزیستی مسالمت-آمیز میان ادیان توحیدی در چارچوب فقه سیاسی چگونه تعریف می¬شود؟ راهبردهای ایجاد این همزیستی چه مواردی هستند و اصول و مظاهر آن کدامند؟ با بازخوانی و تحلیل منابع دینی و فقهی، می¬توان به اصول بنیادینی همچون توحید، ارتقای کرامت انسانی، نفی سلطه جبارانه (طاغوت)، و فرهنگ گفت وگو دست یافت. همچنین اصول صلح، عدالت، مصلحت اندیشی، تعاون و همکاری، آزادی عقیده و مذهب، احترام متقابل و تعامل سازنده، از مهمترین راهبردها و نمودهای تحقق همزیستی مسالمت¬آمیز میان ادیان توحیدی در فلسطین شناخته می¬شوند. بدون شک، هر سه دین آسمانی و پیامبران الهی، مروج و منادی صلح، سلامت اجتماعی و تسامح نسبت به پیروان دیگر ادیان الهی بوده¬اند و تاریخ، سابقه¬ای طولانی از همزیستی مسالمت-آمیز بین این ادیان ثبت کرده است؛ اما متأسفانه، پیروان ادیان توحیدی در فلسطین به ویژه در شرایط فعلی، گرفتار درگیری¬ها و خشونت¬های پیچیده و طولانی مدت هستند.
واژ¬گان کلیدی:همزیستی مسالمت آمیز، فقه سیاسی، فلسطین، ادیان توحیدی،
1- مقدمه
بحران فلسطین یکی از مهمترین و در عین حال پیچیده¬ترین موضوعات حال حاضر در منطقه خاورمیانه و به¬طور کلی در غرب آسیا است که توجه جامعه جهانی را به خود جلب کرده است. این بحران مؤسسات، نهادهای علمی، دولتها و شخصیت¬های بسیاری را به تلاش واداشته تا راه¬حلی برای آن ارائه دهند. در حقیقت، در طول 76 سال اخیر، بحران فلسطین توانسته است توجه جامعه جهانی را به¬گونه¬ای فراگیر به خود معطوف کند؛ به¬طوری که اهمیتی برابر یا حتی فراتر از بسیاری از مسائل جهانی یافته است. با وجود تلاشهای فراوان، مشکل همچنان پابرجاست و شرایط روزبهروز وخیم¬تر می¬شود.
تا کنون تلاشها و کوشش¬های بسیاری صورت گرفته، اما این تلاش¬ها نه تنها کارساز نبوده¬اند، بلکه بر پیچیدگی اوضاع افزوده¬اند. پژوهشگران و گروه¬های تحقیقاتی گوناگون در پی یافتن راه حلی بوده¬اند که تا کنون به نتیجه¬ای نهایی نرسیده است. در این نوشتار، ما تلاش داریم با بهره¬گیری از ظرفیت دانش فقه سیاسی، به عنوان دانشی حمایت¬کننده همزیستی مسالمت¬آمیز میان ادیان توحیدی، به موضوع بحران فلسطین نگاهی تازه بیندازیم. در این مسیر، راهبردهایی مبتنی بر دیدگاه فقهی برای ایجاد زیست صلح¬آمیز مورد توجه قرار گرفته است.
همزیستی مسالمت آمیز ادیان توحیدی( اسلام، مسحیت و یهودیت) در فلسطین؛ از منظر فقه سیاسی
اسدالله زائری
چکیده:
همزیستی مسالمت¬آمیز رویکردی است که تحقق آن در جوامعی با تنوع دینی و فرهنگی، به صلح پایدار، سلامت جمعی و رفاه اجتماعی منجر می¬شود. به عبارت دیگر، وجود همزیستی مسالمت¬آمیز در جوامع چنددینی، از مهمترین پیش شرط¬های بقای حیات جمعی و استمرار همزیستی اجتماعی محسوب می-گردد. تاکنون طرح¬ها و راهکارهای متعددی برای تقویت زندگی صلح¬آمیز و پایدار میان ادیان توحیدی در فلسطین ارائه شده است، اما به دلایل گوناگون، این راهکارها موفق به ایجاد همزیستی پایدار بین این ادیان نشده¬اند. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه¬ای بر آن است تا راهکارهای همزیستی مسالمت¬آمیز میان ادیان توحیدی در فلسطین را به عنوان یک موضوع فوری و ضروری، مبتنی بر دانش فقه سیاسی تحلیل و بررسی نماید. با توجه به ماهیت پیچیده و طولانی بحران فلسطین و اهمیت ویژه همزیستی مسالمت¬آمیز در جوامع چندفرهنگی، سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که همزیستی مسالمت-آمیز میان ادیان توحیدی در چارچوب فقه سیاسی چگونه تعریف می¬شود؟ راهبردهای ایجاد این همزیستی چه مواردی هستند و اصول و مظاهر آن کدامند؟ با بازخوانی و تحلیل منابع دینی و فقهی، می¬توان به اصول بنیادینی همچون توحید، ارتقای کرامت انسانی، نفی سلطه جبارانه (طاغوت)، و فرهنگ گفت وگو دست یافت. همچنین اصول صلح، عدالت، مصلحت اندیشی، تعاون و همکاری، آزادی عقیده و مذهب، احترام متقابل و تعامل سازنده، از مهمترین راهبردها و نمودهای تحقق همزیستی مسالمت¬آمیز میان ادیان توحیدی در فلسطین شناخته می¬شوند. بدون شک، هر سه دین آسمانی و پیامبران الهی، مروج و منادی صلح، سلامت اجتماعی و تسامح نسبت به پیروان دیگر ادیان الهی بوده¬اند و تاریخ، سابقه¬ای طولانی از همزیستی مسالمت-آمیز بین این ادیان ثبت کرده است؛ اما متأسفانه، پیروان ادیان توحیدی در فلسطین به ویژه در شرایط فعلی، گرفتار درگیری¬ها و خشونت¬های پیچیده و طولانی مدت هستند.
واژ¬گان کلیدی:همزیستی مسالمت آمیز، فقه سیاسی، فلسطین، ادیان توحیدی،
1- مقدمه
بحران فلسطین یکی از مهمترین و در عین حال پیچیده¬ترین موضوعات حال حاضر در منطقه خاورمیانه و به¬طور کلی در غرب آسیا است که توجه جامعه جهانی را به خود جلب کرده است. این بحران مؤسسات، نهادهای علمی، دولتها و شخصیت¬های بسیاری را به تلاش واداشته تا راه¬حلی برای آن ارائه دهند. در حقیقت، در طول 76 سال اخیر، بحران فلسطین توانسته است توجه جامعه جهانی را به¬گونه¬ای فراگیر به خود معطوف کند؛ به¬طوری که اهمیتی برابر یا حتی فراتر از بسیاری از مسائل جهانی یافته است. با وجود تلاشهای فراوان، مشکل همچنان پابرجاست و شرایط روزبهروز وخیم¬تر می¬شود.
تا کنون تلاشها و کوشش¬های بسیاری صورت گرفته، اما این تلاش¬ها نه تنها کارساز نبوده¬اند، بلکه بر پیچیدگی اوضاع افزوده¬اند. پژوهشگران و گروه¬های تحقیقاتی گوناگون در پی یافتن راه حلی بوده¬اند که تا کنون به نتیجه¬ای نهایی نرسیده است. در این نوشتار، ما تلاش داریم با بهره¬گیری از ظرفیت دانش فقه سیاسی، به عنوان دانشی حمایت¬کننده همزیستی مسالمت¬آمیز میان ادیان توحیدی، به موضوع بحران فلسطین نگاهی تازه بیندازیم. در این مسیر، راهبردهایی مبتنی بر دیدگاه فقهی برای ایجاد زیست صلح¬آمیز مورد توجه قرار گرفته است.
جالب است که اصطلاح «همزیستی مسالمت¬آمیز» از اصول کهن و دیرینه به شمار نمی¬رود؛ این واژه برای اولین بار در سال ۱۹۹۲ میلادی در کنفرانس ژنو توسط رئیس هیئت شوروی سابق، چیچرین، مطرح شد. منظور از آن، دورهای از دوران جنگ سرد میان دو نظام سرمایه¬داری و سوسیالیستی بود که در زمینه¬های همکاری اقتصادی و همزیستی مسالمتآمیز توافق کرده بودند (نوربخش، ۱۳۹۱، ۷). بعدها این واژه فراتر از حوزه سیاسی به حوزه¬های اجتماعی و فرهنگی نیز وارد شد؛ به¬ویژه در جوامعی با تنوع و تکثر دینی و فرهنگی، مفهوم همزیستی جایگاه ویژه¬ای یافت. نکته جالب توجه دیگر آن است که مفهوم «همزیستی مسالمت¬آمیز» ارتباط نزدیکی با مفاهیمی همچون تساهل، احترام به دیگران و پذیرش تنوع فرهنگی دارد. هرچند در محدوده هر یک از این مفاهیم بحث¬ها و دیدگاه¬های متفاوتی وجود دارد، اما بدون درک و تحقق این مفاهیم، ایجاد همزیستی مسالمت¬آمیز تقریباً ناممکن به نظر می¬رسد. امروزه تنها مسیر منتهی به زندگی سالم و پایدار، احترام به عقاید یکدیگر و ارتقای ظرفیت¬های فردی و اجتماعی برای پذیرش رویکردهای متفاوت و گفت¬وگو است؛ تا جایی که پذیرش و تفاهم جایگزین دیگری¬ستیزی شود. نکته حائز اهمیت دیگر آن است که مفهوم همزیستی مسالمت¬آمیز در ادیان، بهویژه در دین اسلام، سابقه¬ای بلند و درخشان دارد که در متن مقاله به آن پرداخته خواهد شد. در این نوشتار، پس از آشنایی با مفهوم اصلی «همزیستی مسالمتآمیز»، فقه سیاسی به جغرافیای فلسطین و سابقه همزیستی مسالمت¬آمیز میان ادیان توحیدی نیز اشاره می¬شود. در ادامه، تلاش خواهد شد تا پاسخی فقهی به دغدغه¬های اصلی مقاله ارائه گردد.
2- مفهوم و بایسته¬های تحقیق
1-2. مفهوم همزیستی
در زبان فارسی، برای واژه «همزیستی» معانی متعددی ذکر شده است؛ از جمله: «ادامه دادن فعالیت¬های حیاتی و مراوده» (معین، ج 2، 5184)، «با هم زندگی کردن یا زندگی مشترک مردم دو کشور با کمک¬های اقتصادی و سیاسی به یکدیگر» (عمید، 1355: 1121) و یا «همزیستی، زندگی مشترک دو فرد یا گروه با وجود تفاوتها و ناسازگاری¬های احتمالی» (دهخدا، 1372: 14، 20817). در زبان عربی، معادل¬های این واژه عبارتند از «حسن المعاشره» که در متون دینی ارتباط نزدیکی با مفهوم همزیستی مسالمت¬آمیز دارد؛ به¬طور مثال، در کتاب «العشره» از اصول کافی، باب «حسن المعاشره» به اهمیت همزیستی مسالمت¬آمیز در فرهنگ دینی اشاره می¬کند. واژه «الحیات السلمی» به معنای زندگی مسالمت¬آمیز نیز به کار رفته است، اما مهمترین واژه معادل «همزیستی مسالمتآمیز» در زبان عربی، «التعایش السلمی» است (کریمینیا، 1386: 28). در زبان انگلیسی، واژه «Coexistence» به معنی «همزیستی» و عبارتی مانند «Peaceful coexistence» به معنی «همزیستی مسالمت¬آمیز» استفاده میشود (آریانپور کاشانی، 1369: 1/414).
2-2. فقه سیاسی
فقه سیاسی بخشی از فقه است که به بررسی مسائل سیاسی و حقوقی در پرتو آموزههای اسلامی میپردازد. بر این اساس فقه سیاسی قواعدی را سازماندهی می¬کند که رابطه حکومت با مردم، حقوق و تکالیف هر فرد و سازکارهای اداره جامعه را تنظیم می¬کند. پس می¬توان گفت: ««فقه سیاسی شاخه¬ای از فقه عمومی است که که با تکیه بر روش شناسی اجتهاد، در عرصۀ اجتماع و سیاست، نحوۀ ارتباط فرد با دیگر شهروندان، پیوند شهروندان با دولت، ارتباط دولت اسلامی با دیگر دولت ها، مسائل نو پدید، گشایش مشکلات اجتماعی و ارائه الگویی مطلوب را بررسی می کند»،( سید باقری، 1388، ص، 25)
3-2.جغرافیای فلسطین
فلسطین سرزمینی کوچک به مساحت حدود 10,000 مایل مربع است که در انتهای شرقی دریای مدیترانه واقع شده است. در طول تاریخ، مساحت، جمعیت و مالکیت این سرزمین تغییرات بسیاری داشته است. محدوده جغرافیایی آن از شرق رود اردن، از غرب دریای مدیترانه، از جنوب تا مصر و از شمال تا لبنان امتداد دارد. سرزمین¬هایی که رژیم اسرائیل اشغال کرده، حدود 78 درصد از مساحت تاریخی فلسطین را تشکیل می¬دهند. بارکه نوار غزه با مساحت 141 مایل مربع بخش جنوبی اسرائیل را دربر می¬گیرد که تا پیش از 7 اکتبر 2024 در کنترل سازمان حماس بوده است، در حال حاضر یا وضعیت دشوار روبرو است. (محمدی و غفرانی، 1388: 14)
4-3. پیشینه همزیستی مسالمت¬آمیز میان سه دین توحیدی
مطالعات تاریخی و شواهد موجود نشان می¬دهد که در دوره¬های مختلف تاریخی و تحت تأثیر شرایط اقتصادی و اجتماعی متغیر، روابط پایدار و مثبتی میان مسلمانان، مسیحیان و یهودیان برقرار بوده است. بهویژه در مقاطعی که یهودیان به سرزمینهای مشترک با اعراب مانند آندلس مهاجرت کردند، همواره با استقبال و رفتار خوب اعراب مواجه بودند (محمدی و غفرانی، 1396). بنابراین، خصومت¬های فعلی میان برخی اقوام عرب و یهودیان در فلسطین را می¬توان پدیده¬ای موقتی و ناشی از زیاده¬خواهی برخی گروه¬ها دانست. در واقع، مدارک تاریخی گسترده¬ای دلالت بر وجود زندگی مسالمت¬آمیز میان پیروان سه دین ابراهیمی دارد. نمونه بارز این همزیستی تاریخی، جامعه آندلس است؛ در اینجا زندگی مسالمت¬آمیز میان مسلمانان و مسیحیان، و نیز میان یهودیان و مسلمانان وجود داشته است. الکعبی، نویسنده برجسته در حوزه همزیستی مسالمت¬آمیز ادیان، به نقل از پروونسال می¬نویسد: «بدون شک، در بخش¬هایی از جهان اسلام، به-ویژه در اسپانیا تحت حکومت مسلمانان، روابط میان اسلام و مسیحیت امری ضروری و واقعی بوده است» (الکعبی، 130). زندگی در آندلس، شاهد یک الگوی برجسته از همزیستی مسالمت¬آمیز بین ادیان مختلف بود؛ این زاویه در اتحادهای خانوادگی، مراسم دینی، جشن¬ها و سنتها به وضوح نمایان بود. همچنین تعاملات سازنده اقتصادی، فرهنگی، هنری و معماری تأثیر بسزایی در تقویت این همزیستی داشت (الکعبی، همان منبع).
از سوی دیگر، پیش از ورود مسلمانان به آندلس، یهودیان در مناطق پراکنده¬ای از شبه جزیره ایبری ساکن بودند و از شهرهای اصلی دور بودند؛ اما پس از فتح این سرزمین¬ها توسط مسلمانان، یهودیان در مراکز شهری متمرکز شدند. هدف مسلمانان از این تمرکز، بهره¬گیری از یهودیان در امور نظم و نگهبانی بود که نمایانگر اعتماد متقابل میان جامعه اسلامی و یهودیان است (الکعبی، همان منبع، 171).
شواهد تاریخی نشان می¬دهد که همکاری و تبادل منافع میان مسلمانان و یهودیان، نقش مهمی در تثبیت و گسترش همزیستی مسالمت¬آمیز در آندلس داشته است. همچنین مسلمانان با رعایت اصل عدالت و برابری، زمینه شکل¬گیر یک زندگی مشترک پایدار در جامعه¬ای چندفرهنگی و چندمذهبی را فراهم نمودند. در این جامعه، مسلمانان، مسیحیان، یهودیان و دیگر اقلیت¬ها، در اداره امور حکومتی و تحصیل دانش، در تجارت، کشاورزی و دیگر عرصه¬های زندگی اجتماعی نقش داشتند و با یکدیگر در صلح و صفا زندگی می¬کردند؛ جامعه¬ای فارغ از تعصبات نژادی و کینه¬توزی که به¬عنوان الگویی ممتاز در تاریخ شناخته می¬شود (الکعبی، 212).
3 - اصول همزیستی مسالمت آمیز در فقه سیاسی
«همزیستی مسالمت¬آمیز» در اسلام مبتنی بر اصولی است که اساس رابطه صلح¬آمیز میان پیروان دین اسلام و سایر ادیان توحیدی را تشکیل می¬دهد. این اصول، پایداری، استمرار و کارآمدی همزیستی مسالمت¬آمیز را تضمین می¬کنند. با توجه به دو ویژگی مهم اسلام، یعنی جامعیت و شمولیت، این اصول تمام ابعاد و سطوح همزیستی مسالمت¬آمیز را دربر می¬گیرند. در ادامه به مهمترین این اصول اشاره می-شود:
1-3. اصل توحید
اساس و مسیر رسیدن به همزیستی مسالمت¬آمیز میان ادیان توحیدی، باور به توحید و یگانگی خداوند است. اسلام از نخستین روزهای ظهور خود، همزیستی مسالمت¬آمیز را به عنوان شعار و پیام دعوتش به جهانیان عرضه کرده است. قرآن کریم توجه ویژه¬ای به اصل همزیستی مسالمت¬آمیز با اهل کتاب دارد و بر اشتراکات میان اسلام و ادیان آسمانی دیگر تأکید میکند. در این میان، محور اصلی زندگی سالم، همراه با صلح، مودت و تعامل سازنده، تأکید بر اصل توحید است:«قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» (آل عمران، ۶۴)، در تفسیر این آیه شریفه، «کلمه سواء» به معنای توحید و نفی خدایان دروغین و متعدد است؛ خداوند به پیامبر دستور می¬دهد که اهل کتاب را به مدار اصول مشترک، نهفته در فطرت انسانی، دعوت کند تا بر پایه توحید، مؤدت، گفتگو و همزیستی مسالمت¬آمیز قرار گیرند. قرآن مردم را به همکاری و تعامل بر اساس مشترکات دعوت می¬کند و توصیه می¬کند که اگر اهل کتاب در برخی زمینه¬ها همکاری نمی¬کنند، مسلمانان ناامید نشوند و حتی در جایی که هدف مشترک وجود دارد، تلاش برای همکاری را پایه پیشبرد اهداف دینی خود قرار دهند.
2-3. باور به کرامت ذاتی انسانی
اسلام کرامت ذاتی برای همه انسان¬ها، صرفنظر از باور یا طرز زندگی¬شان قائل است. این کرامت اساس و منشأ حقوق طبیعی و فطری هر انسان است. خداوند در قرآن، کرامت انسان را به وضوح اعلام کرده است: «لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ» (اسراء، ۷۰) این کرامت، فراگیر و شامل همه انسانها است؛ حتی مشرکان، کافران و فاسقان را نیز دربرمی¬گیرد.(طباطبایی،1397،ق:ج13، 155) دلیل این احترام ویژه، بهره¬مندی انسان از عقل و استعداد تکاملی اوست که موجب برتری بالقوه او نسبت به سایر مخلوقات است.(منتظری،1382، 5)
3-3. نفی حکومت و سلطه طاغوت
یکی دیگر از اصول مهم همزیستی مسالمت¬آمیز میان ادیان توحیدی، نفی هرگونه سلطه سیاسی و فرهنگی رژیم طاغوت است. خداوند در قرآن تأکید می¬کند که هیچ انسانی نمی¬بایست جایگاه خداوند را به خود اختصاص دهد: «وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ» (آل عمران، ۶۴) این اصل، مبارزه با هر گونه استبداد و حکومت غیرالهی و توجیه¬ناپذیر را در همزیستی انسانی ضروری می¬داند.
4-3. اصل گفتگو برای ایجاد زندگی مسالمت¬آمیز
یکی از شاخصه¬های کلیدی همزیستی مسالمت¬آمیز، تکیه بر گفتگویی استوار بر منطق، خرد و احترام متقابل به جای خشونت و مقابله به¬مثل است. در آموزه¬های اسلام، گفتگو با پیروان دیگر ادیان جایگاه ویژه¬ای دارد و پیامبر اسلام(ص) این روش را اساس رسالت و معرفی دین خود قرار داده¬اند. در قرآن، واژه «قول» و مشتقات آن، پس از اسم خداوند، بیشترین تکرار را دارد که اهمیت گفت وگو را نشان می¬دهد. قرآن کریم راهکار مناسب و موثری برای تعامل با دیگران بدون توسل به ابزارهای تنش آفرین مقرر کرده است؛ مانند:« ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ»،« با فرزانگی و پند دادن نیکو به راه پرودگارت دعوت کن و با مخالفان به طریقی که نیکوتر است مجادله کن که پرودگارت کسی را که از راه او گمراه شده بهتر شناسد و هم او هدایت یافتگان را بهتر شناسند»،(نحل، آیه 125) در واقع، قرآن کریم در این ایه با کلمهء « امر« ادع الی...» التزام به گفتگو را اعلان داشته است، به این ترتیب سه راهکار « حکمت»، « موعظه»، و « جدال احسن» برای تعامل و همزیستی پیش رو امت اسلامی است.
4- راهبردهای همزیستی مسالمت¬آمیز در فقه سیاسی
1-4. صلح ارتباط تنگاتنگی میان اصالت صلح و همزیستی مسالمت¬آمیز جامعه اسلامی با پیروان سایر جوامع دینی وجود دارد که دلایل و مستندات آن هم در منابع دینی و هم در مطالعات برون دینی به¬وفور یافت می¬شود. مهم¬ترین گواه دروندینی، مبانی اجتهادی فقه اسلامی است که مبتنی بر قرآن، سنت، عقل و اجماع است. قرآن کریم در آیات مختلف بر اصل صلح و اهمیت روابط سالم تأکید فراوان داشته است؛ در آیه، 207 سوره بقره می¬خوانیم: «ای کسانی که ایمان آورده¬اید، همگی به صلح وارد شوید»، صلح به¬عنوان محور اصلی معرفی شده است. همچنین در آیاتی دیگر می¬خوانیم: «اگر به صلح روی آوردند، تو نیز به آن روی آور؛ بر خدا توکل نما که او شنوای داناست» (انفال، 61) و «پس اگر از شما کناره¬گیری کردند و نجنگیدند و به شما پیشنهاد صلح دادند، خدا برای شما راهی بر آنان قرار نداده است» (نساء، 90)، استقبال از صلح و اجتناب از جنگ تأکید شده است. بر اساس این آموزه¬ها، مسلمانان تنها در شرایط دفاعی و جنگی مجاز به مقابله¬اند و در مواجهه با رویکرد مسالمت¬آمیز طرف مقابل، وظیفه دارند صلح را حفظ کنند.
روایات اسلامی نیز صلح را به¬عنوان پایه¬ای از همزیستی مسالمت¬آمیز میان مسلمانان و غیرمسلمانان مورد تأکید قرار داده¬اند. سیره پیامبر اکرم و خلفای راشدین نیز حاوی مستندات روشن در این زمینه است. قرآن برای تقویت اصل همزیستی بر مشترکات ادیان توحیدی تأکید دارد. به¬عنوان نمونه: «ای پیامبر! به اهل کتاب بگو به سوی کلمات مشترک میان شما و آنان بازگردند؛ جز خدا را نپرستند و شریک برای او قرار ندهند» (آل عمران، 64) محور مشترک تعامل میان ادیان توحیدی معرفی شده است. تفسیر این آیه از دو منظر توحید و عدالت قابل فهم است؛ عدالت که خواست فطری همه انسانهاست، می¬تواند مبنای گفت وگو و همکاری در میان پیروان ادیان مختلف باشد. شرکت در جامعه انسانی، همزیستی مسالمت¬آمیز و تأکید بر صلح، از اصول بنیادین فقه سیاسی اسلام است که قرآن کریم به¬عنوان مهمترین منبع آموزه¬های اسلامی بر آن تأکید دارد. اسلام دینی رحمت است که کشتن مخلوقات الهی را مذموم می¬شمرد و با هدف تحکیم صلح و مدارا در روابط با پیروان دیگر ادیان از هر فرصتی برای برقراری تعامل دوستانه استفاده می-کند. فقیهان برجسته¬ای مانند شیخ محمود شلتوت نیز سیاست صلح جویانه اسلام را بنیاد طبیعی روابط آن با دیگر جوامع دانسته و تأکید کردهاند که اسلام تعاون و برابری انسانی را توصیه می¬کند تا مدیریت روابط داخلی و خارجی بر مبنای صلح و عدالت انجام شود. می¬نویسد: اسلام سیاست صلح جویانه را به مسلمانان توصیه کرده تا هم بر روابط خودشان با یکدیگر حاکم باشد و هم بر روابط با دیگر ملتها»، (شلتوت، 1974، 453) بدین لحاظ، صلح به عنوان حالت اصلی رابطه¬ی میان انسان¬ها، زمینه همکاری و آشنایی را فراهم می-آورد. (حاجی اسماعیلی، 1388، 134)
2-4. عدالت
فقه سیاسی به عنوان دانشی که حمایت از همزیستی مسالمت¬آمیز میان ادیان توحیدی را بر اساس آموزه¬های اسلامی مدنظر دارد، مفهوم تعاون و همکاری میان جوامع سه¬گانه در فلسطین را نیز در چارچوب دینی روشن می¬سازد. طبق این دیدگاه، تعاون و همکاری نه تنها یک اصل اخلاقی بلکه اصل قرآنی بنیادینی است. قرآن کریم در آیه¬ای خطاب به مؤمنان می¬فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا... وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ» (مائده، ۲). این آیه ضرورت تعاون و همکاری جامعه اسلامی را در مسیر نیکی و تقوا و پرهیز از مشارکت در گناه و تجاوز به صراحت مورد تأکید قرار میدهد.
5- نمودهای همزیستی مسالمت¬آمیز در فقه سیاسی
مطالعه متون دینی و بررسی شواهد تاریخی نشان می¬دهد که اصل همزیستی مسالمت¬آمیز با پیروان ادیان توحیدی از اصول بنیادین اسلام است که زیربنای دوام و انسجام جامعه اسلامی را تشکیل می-دهد. این رویکرد اخلاقی و اجتماعی، از زمان پیامبر اکرم (ص) و خلفای راشدین به عنوان چارچوبی مشخص، تعاملات میان مسلمانان و پیروان سایر ادیان را تنظیم نموده است. در ادامه به برخی از مصادیق بارز این همزیستی مسالمتآمیز پرداخته می¬شود.
1-5. سلام و تحیت در مواجهه با اهل کتاب
سلام در اسلام جایگاه برجسته¬ای دارد و حتی پاسخ به آن واجب دانسته شده است. قرآن کریم در این زمینه می¬فرماید: «وَإِذَا حُيِّيتُم بِتَحيّةٍ فَحيّوا بِأَحسنَ مِنها أَو رُدّوها» (نساء، ۸۶)؛ بدین معنا که مسلمانان موظف¬اند هنگام دریافت سلام، پاسخی برابر یا بهتر بدهند. افزون بر این، احادیث متعددی آغازگر سلام به اهل کتاب را مورد تأیید قرار دادهاند که نشان از اهمیت احترام متقابل در تعاملات اجتماعی دارد (کلینی، 1362،615 ). همچنین برخی مفسران، آغازگر سلام بودن مسلمانان را راهی برای جذب اهل کتاب به دین اسلام می¬دانند.بنا ابتدا به سلام نه تنها اشکال ندارد بلکه پسندیده می¬دانند (طباطبایی، ۱۴۰۹،ج5: 34 ).
2-5. جواز خوردن غذای پیروان ادیان توحیدی
آیه شریفه «الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ» (مائده، ۵) به روشنی امکان استفاده متقابل از غذاهای مجاز را نشان می¬دهد و بر تقویت پیوندهای اجتماعی میان مسلمانان و اهل کتاب دلالت دارد. در روایتی از امام صادق (ع) نقل شده است که حتی در شرایط همراهی خانوادگی، خوردن غذا و نوشیدن توسط مسلمانان با اهل کتاب مجاز است مشروط بر آنکه مواد غذایی حرامی چون گوشت خوک وجود نداشته باشد.(حرعاملی،1402ق،ج24:211 ). این رویکرد اسلام در جهت تحکیم پیوندهای همزیستی است.
3-5. ازدواج با اهل کتاب
قرآن کریم ازدواج مرد مسلمان با زن اهل کتاب را مجاز شمرده است: «وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ» (مائده، ۵). این حکم زمینه¬ساز ایجاد روابط خانوادگی و اجتماعی میان مسلمانان و پیروان دیگر ادیان توحیدی است که از منظر تمام مذاهب اسلامی پذیرفته شده است (الکعبی،1395، 70). در زندگی پیامبر (ص) نیز ازدواج با صفیه بنت حیی، از یهودیان بنی-نضیر، و ماریه قبطیه، مسیحی، نمونه روشن همزیستی و تعامل مثبت با اهل کتاب محسوب می¬شود.
4-5. پذیرش شهادت اهل کتاب
آیه¬ای از قرآن اشاره می¬کند که در امور قضایی مانند وصیت، شهادت اهل کتاب پذیرفتنی است: «شَهادَةُ بَينَكُم إِذا حَضَرَ أَحدَكُمُ المَوْت…» (مائده، ۱۰۶). این اصل نقش مؤثری در تسهیل تعاملات حقوقی و اجتماعی میان مسلمانان و غیرمسلمانان ایفا می¬کند.
5-5. احترام به جنازه پیروان ادیان توحیدی
احترام به اموات اهل کتاب از رفتارهای نیکوی اسلامی است که پیامبر اکرم (ص) بارها نشان دادهاند؛ چنان که در مواجهه با جنازه یک یهودی، از جای برخاستهاند و این عمل توسط صحابه نیز نقل شده است.(مسلم، الصحیح،ج2: 661، به نقل از الکعبی، همان). این اقدام نشاندهنده توجه عمیق اسلام به کرامت انسانی خارج از حدود دینی است.
6-5. عیادت از بیماران اهل کتاب
روایات متعددی حاکی از آن است که پیامبر اکرم (ص) نسبت به بیماران اهل کتاب ابراز لطف و توجه داشته¬اند؛ به عنوان مثال عیادت از جوان یهودی که در نهایت به اسلام گروید، از این مصادیق است (بخاری،الصحیح، ج2، 87، به نقل از الکعبی، همان)
7-5. حسن همجواری با غیرمسلمانان
قرآن مسلمانان را به نیکی به همسایگان، از جمله اهل کتاب، فرا میخواند: «وَالْجارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ» (نساء، ۳۶). در تفاسیر آمده است که منظور از این همسایگان، افراد غیرمسلمان و اهل کتاب نیز هستند (طبری،ج5، 85 )
8-5. صدقه دادن به فقیران اهل کتاب
اسلام معیار عدالت اجتماعی را شامل همه ساکنان جامعه اسلامی، اعم از مسلمان و غیرمسلمان دانسته و حق دریافت صدقه و کمک¬های مالی را به فقرای ذمی نیز داده است: «إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ» (توبه، ۶۰). بدین ترتیب تامین رفاه اجتماعی برای پیروان ادیان توحیدی نیز از وظایف جامعه اسلامی قلمداد شده است (قرطبی،ج8، 174، به نقل از الکعبی، همان).
8-5. آزادی دین و عقیده
اسلام بر اصل آزادی دین و عقیده به عنوان یک حق بنیادی تاکید می¬کند و هرگونه اجبار در پذیرش دین را مردود می¬شمارد: «لا إِكراهَ فِي الدّينِ» (بقره، ۲۵۶). این اصل، که در آیات متعددی تأیید شده، به انسان حق انتخاب آزادانه عقیده بدون فشار را اعطا می،کند (جوادی آملی، ۱۳۸۷). همچنین اسلام احترام به اماکن مذهبی و شعائر ادیان دیگر را واجب شمرده و تخریب یا هتک حرمت آنان را ممنوع اعلام کرده است.
نتیجه¬گیری
خشونت، بر خشونت می¬افزاید، همان گونه که عشق و محبت، موجبات گسترش دوستی و مهرورزی را فراهم می¬آورد. ظلم و ستم، زمینه¬ساز کینه¬توزی و مقاومت می¬شود، در حالی که محبت و عشق پدیدآورنده¬ی همبستگی و انس و الفت است. کسی که بذر نفرت می¬پاشد، نمی¬تواند انتظار درو کردن محبت و همدلی داشته باشد. طبیعی است که از خشونت و نسل¬کشی، دوستی و انسانیت برخاسته نمی¬شود و تبعیض و نفرت نیز زمینه¬ساز همزیستی مسالمت¬آمیز نخواهند بود.
بدون تردید، پایان بخشیدن به خصومت و عداوت موجود در جغرافیایی فلسطین، گامی اساسی در مسیر تحقق صلح جهانی است. به بیان دیگر، استمرار خشونت و نفرت در این گستره، نه تنها به کشورهای همجوار، بلکه به تمامی جهان سرایت خواهد کرد و به افزایش ناامنی و بحرانهای بزرگتری منجر خواهد شد. تأثیرات منفی جنگ محدود به مرزهای جغرافیایی نیست، بلکه تمامی ملتها را تحت تأثیر قرار می¬دهد؛ کشورهایی که میزبان آوارگان جنگی می¬شوند، بار سنگین درد، بیماری و رنج آنان را به دوش میکشند.
امروزه جهان به عنوان شبکه¬ای متصل و به هم پیوسته از ملتها شناخته می¬شود، بنابراین تأمین صلح و شکوفایی برای تمامی مردم از طریق ایجاد زندگی مسالمت¬آمیز و پایدار باید به عنوان هدفی مشترک مورد توجه قرار گیرد. ناگفته پیداست که صلح پایدار از طریق روشهای ناعادلانه و غیرمنصفانه دستیافتنی نخواهد بود.
در این نوشته، نویسنده تلاش دارد تا نشان دهد چگونه آموزه¬ها و تعالیم دین اسلام بر ایجاد همزیستی مسالمت¬آمیز میان مسلمانان و دیگر اقوام تأکید داشته است. بر اساس تعالیم دینی، زندگی و روابط مبتنی بر صلح و همزیستی مسالمت¬آمیز به¬عنوان یک ارزش بنیادین و هدف اساسی مطرح شده است. بنابراین، راهکاری دینی به عنوان گزینه¬ای مناسب برای پایان بحران فلسطین پیشنهاد می¬شود. تاکنون، دهها ابتکار و راه¬حل برای حل مسئله فلسطین ارائه شده است که متأسفانه به دلیل غرب¬محوری و فقدان مبانی دینی، موفق نبوده¬اند. نبود رویکرد اسلامی و دینی از کمبودهای جدی طرحهای گذشته به شمار می¬آید. این شرایط بستر مناسبی برای مطرح شدن راه¬حلهای دینی و اسلامی فراهم نموده است؛ هرچند هنوز برخی ابتکارات دینی در حاشیه قرار دارند، اما ناکامی تمامی راه¬حلهای پیشنهاد شده از سوی نهادهای بین¬المللی، اهمیت راه¬حلهای دینی – اسلامی را نمایان ساخته است. در این پژوهش، ضمن بررسی مفهوم همزیستی مسالمت¬آمیز، سابقه تاریخی زندگی صلح¬جویانه و مبتنی بر تأمین منافع متقابل ادیان توحیدی مورد بحث قرار گرفته است. امکان ایجاد روابط عادلانه و مبتنی بر مؤدت میان سه دین توحیدی در فلسطین مورد تحلیل قرار گرفت. همچنین، اصول بنیادین حاکم بر همزیستی مسالمت¬آمیز از منظر توحید، کرامت انسانی، نفی طاغوت و گفتگو بررسی شد. فقه سیاسی به عنوان دانش حامی همزیستی و صلح پایدار، راهبردهای خود برای ایجاد زندگی صلح¬آمیز میان ادیان توحیدی را از طریق اصولی نظیر صلح، عدالت، وفای به عهد و پیمان، مصلحت و تعاون ارائه داده است. همچنین، این نوشتار نشان می¬دهد که اسلام به منظور ایجاد زندگی مسالمت¬آمیز و مهربانانه میان مسلمانان و سایر ملل، پیروان خود را به رفتار مبتنی بر احترام متقابل و حسن معاشرت با پیروان دیگر ادیان دعوت کرده است که این رفتارها به¬عنوان نمودهای همزیستی مسالمت¬آمیز تبیین شده¬اند. در نهایت، با اتکا به تعالیم دینی، امکان تحقق همزیستی مسالمت¬آمیز میان ادیان توحیدی در فلسطین قابل دستیابی است. اسلام همواره به اصل احترام و حرمت¬بخشی به تمامی انسانها پیشتاز بوده است، چرا که خداوند همگان را از اصل واحدی آفریده است. مسلمانان اندلس در دوران خود نمونه عملی این اصل را در تعاملات خود با پیروان ادیان توحیدی به نمایش گذاشتند.
منابع:
القرآن کریم
آریان پور کاشانی، عباس و منوچهر آریان پور کاشانی، فرهنگ دانشگاهی، تهران، امیر کبیر.
جوادی آملی، عبدالله، ( 1387 )، تفسیر تسنیم، قم، علوم وحیانی، اسراء.
جوادی آملی، عبدالله، ( 1388)، روابط بین الملل در اسلام،قم، مرکز نشر اسراء.
حاجی اسماعیلی، محمد رضا،( 1388 )، نگرش قرآن برهمگرایی ادیان، در جهانی الاهیات اجتماعی، شماره 2.
حر عاملی، محمد بن حسن، ( 1402 ق)، وسایل الشیعه، تهران، مکتب الاسلامیه.
دهخدا، علی اکبر،( 1352)، لغت نامه دهخدا، زیر نظر محمد معین و سید جعفر شهیدی، تهران، انتشارات دانشگاه.
شلتوت، محمود،(1974 )، الاسلام عقیده و شریعه، بیروت دارالمشرق.
شیرازی، مکارم، ( 1371 )، تفسیر نمونه، دارالکتاب الاسلامیه، تهران، چاب دهم.
طباطبایی، محمد حسین،( 1368 ) المیزان فی تفسیر القران، قم، انتشارات اسلامی.
طباطبایی، محمد حسین،( 1409 ق)، المیزان فی تقسیر القران، قم، مکتب الاعلام الاسلامی.
طبرسی، فضل بن حسن،( 1405 ق)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه علمی.
عمید، حسن، (1353 )، فرهنگ عمید، سازمان انتشارات جاویدان.
قرائتی، محسن( 1383 )، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهای از قرآن.
کریمی نیا، محمد مهدی، (1386 )، همزیستی مسالمت آمیز در اسلام و حقوق بشر، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
الکعبی، علی عطیه،(1396 )، همزستی مسالمت آمیز میان ادیان آسمانی، مترجم، حمید رضا شیخی، مشهد، مؤسسه پاب و انتشارات آستان قدس رضوی.
کلینی، محمد بن یعقوب، ( 1344)، الکافی( اصول)، تهران، داردپالکتاب اسلامیه.
محمدی، منوچهر، پیروز غفرانی، (1388 )، بحران فلسطین و آینده آن، تهران، دفترمطالعات سیاسی بین المللی، مرکز چاب و انتشارات وزارت امور خارجه.
معین، محمد،( 1386 )، فرهنگ فارسی معین، تهران، انتشارات ثامن.
منتظری، حسین علی، ( 1374 )، مبانی فقهی حکومت اسلامی، ترجمه محمود صلواتی، انتشارات کیهان.
میر احمدی، منصور،(1389 )، اسلام و روابط بین الملل «گفتمان اسلامی و گفتمانی جهانی»، تهران، دانشگاه امام صادق(ع)
نوربخش، یونس،( 1391 )، دین و همزیستی مسالمت آمیز،تهران، دانشگاه امام صادق(ع)
اسدالله زائری : دانش آموخته علوم سیاسی، در جستجوی فهم دانش سیاسی؛آروزمند صلح وآرامش در جهان.