نوشتهای که در ادامه مورد اشاره قرار میگیرد، به قلم آقای امرالله نیکپی، از فعالان فرهنگی و رسانه ای شیعه اسماعیلی، به نگارش درآمده است. نویسنده در این یادداشت کوتاه کوشیده است برخی از مهمترین مؤلفههای پیام نهضت عاشورا را از منظر اندیشه اسماعیلی تبیین کند. اهمیت اینگونه مباحث از آن جهت است که آگاهی بخش قابل توجهی از شیعیان دوازدهامامی نسبت به پیشینه تاریخی، خدمات این گروه به فرهنگ عاشورا، مبانی کلامی، دیدگاههای فقهی و میراث فرهنگی دیگر شاخههای تشیع، از جمله جامعه شیعیان اسماعیلی، محدود بوده یا ناقض است. از این رو، پرداختن به اشتراکات فکری و ارزشی میان این دو جریان مهم شیعی میتواند زمینهای برای شناخت متقابل، تقویت همگرایی مذهبی و گسترش گفتوگوی درونمذهبی فراهم سازد.
نویسنده در این یادداشت به مجموعهای از مؤلفههای کلیدی عاشورا اشاره کرده است که نه تنها در اندیشه شیعیان اسماعیلی، بلکه در گفتمان فکری و اعتقادی شیعیان دوازدهامامی و زیدی نیز جایگاهی محوری دارند. به سه مورد آن اشاره می شود، از جمله مؤلفهها، «اصلاح اجتماعی» است. اصلاح جامعه، مفهومی فراگیر و انسانی است که در فرهنگ عاشورا از جایگاه ویژهای برخوردار بوده و به عنوان یکی از اهداف اصلی رسالت انبیا معرفی شده است. قرآن کریم، سیره پیامبر اکرم(ص)، آموزههای امیرالمؤمنین علی(ع) در نهجالبلاغه و در نهایت قیام امام حسین(ع)، همگی بر ضرورت اصلاح جامعه و مبارزه با انحرافات اجتماعی تأکید دارند. امام حسین(ع) نیز در تبیین فلسفه قیام خویش میفرماید: «إنما خرجت لطلب الإصلاح فی أمة جدّی»؛ بدین معنا که یکی از محوری ترین اهداف نهضت عاشورا، اصلاح وضعیت جامعه اسلامی و احیای ارزشهای اصیل دینی بوده است.
دومین مؤلفه برجستهای که در این نوشته مورد توجه قرار گرفته، مفهوم «عدالت» است. عدالتخواهی را میتوان از مهمترین شعارها و اهداف نهضت عاشورا دانست؛ مفهومی که افزون بر جایگاه دینی، دارای ماهیتی جهانشمول و انسانی است و از سوی تمامی مکاتب اخلاقی و اجتماعی مورد ستایش قرار میگیرد. شیعیان دوازدهامامی نیز همانند شیعیان اسماعیلی، عدالت را یکی از ارکان اساسی اندیشه دینی و اجتماعی خود میدانند. اگر نهضت عاشورا به عنوان حرکتی در راستای تحقق عدالت و مقابله با ستم تبیین شود، این قیام میتواند فراتر از مرزهای مذهبی و حتی دینی، مخاطبان جهانی پیدا کند. تجربه جهان معاصر نیز نشان میدهد که مبارزه با تبعیض، استبداد و بیعدالتی همچنان یکی از مطالبات اصلی ملتهاست و پیام عدالتمحور عاشورا ظرفیت آن را دارد که به عنوان الگویی الهامبخش در برابر انواع ظلم و سلطهگری مطرح شود.
از دیگر مؤلفههای مورد تأکید نویسنده، «حققیت گرایی» و پایبندی به حقیقت در نهضت عاشورا است. امام حسین(ع) در یکی از مشهورترین سخنان خود در روز عاشورا فرمودند: «ألا ترون أن الحق لا یُعمل به وأن الباطل لا یُتناهى عنه؟»؛ آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل جلوگیری به عمل نمیآید؟ این بیان عمیق، جوهره اصلی قیام عاشورا را آشکار میسازد؛ قیامی که برای احیای حق و مقابله با گسترش باطل شکل گرفت. از این منظر، عاشورا صرفاً یک رویداد تاریخی نیست، بلکه نمادی ماندگار از مسئولیتپذیری انسان در برابر حقیقت، عدالت و کرامت انسانی به شمار میرود. همین ویژگی سبب شده است که پیام عاشورا در طول قرنها الهامبخش جنبشهای اصلاحی، عدالتخواهانه و آزادیطلبانه در جوامع مختلف باشد.
نویسنده همچنین به نقش تاریخی و فرهنگی شیعیان اسماعیلی در پاسداشت و ترویج فرهنگ عاشورا اشاره کرده است. بدون تردید، جامعه اسماعیلی در دورههای مختلف تاریخی سهم قابل توجهی در حفظ و گسترش میراث اهلبیت(ع) و ترویج محبت و ارادت نسبت به امام حسین(ع) داشته است. از جمله نمونههای برجسته این نقشآفرینی، مشارکت برخی حکومتها و شخصیتهای وابسته به این جریان در بازسازی، توسعه و آبادانی حرمهای مطهر امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل العباس(ع) عنوان شده است. در منابع تاریخی نیز به برخی اقدامات عمرانی و هنری مرتبط با بازسازی و توسعه عتبات مقدسه اشاره شده که نشاندهنده اهتمام طیفهای مختلف شیعی به حفظ و بزرگداشت نمادهای عاشورایی است. از جمله طراحی مرقد مبارک امام حسین علیه السلام به این صورت که الان هست از جمله یادگاری بزرگان شیعه اسماعیلی است؛
در مجموع، مؤلفههایی همچون اصلاح اجتماعی، عدالتخواهی، حقگرایی، مقابله با استبداد، ارج نهادن به کرامت انسانی و..... را میتوان از مهمترین عناصر مشترک در فهم عاشورا میان شیعیان اسماعیلی و شیعیان دوازدهامامی دانست. بر جسته ساختن این اشتراکات، افزون بر تعمیق شناخت متقابل میان پیروان دو شاخه از شیعیان، میتواند در شرایط حساس کنونی منطقه، بهویژه در جوامعی مانند افغانستان و پاکستان که بیش از هر زمان دیگری نیازمند همبستگی، همیاری هستند، زمینهساز هم افزایی، تقویت وحدت، کاهش سوءتفاهمهای مذهبی و گسترش فرهنگ تعامل و همگرایی مدهبی شود.
متن نوشته آقای نیکپی
عاشورا از نگاه شیعیان اسماعیلی!
دهه محرم، روز عاشورا، یادآور یکی از تأثیرگذارترین رخدادهای تاریخ اسلام است. در این روز، حضرت امام حسین علیهالسلام، فرزند حضرت علی علیهالسلام و نواده پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم، به همراه خانواده و یاران خویش در سرزمین کربلا به شهادت رسید. این واقعه در سال ۶۱ هجری قمری رخ داد و از همان آغاز، جایگاه ویژهای در حافظه دینی و فرهنگی مسلمانان یافت.
شیعیان اسماعیلی، همانند دیگر شاخههای تشیع، حضرت علی علیهالسلام نخستین امام خود میدانند و برای حضرت امام حسین علیهالسلام جایگاهی والا قائلاند. در اندیشه اسماعیلی، قیام کربلا نماد پایبندی به حقیقت، عدالت، کرامت انسانی و مقاومت در برابر استبداد و انحراف از ارزشهای اصیل اسلامی به شمار میرود.
در سنت و مکتب اسماعیلی، بزرگداشت عاشورا بیش از آنکه بر آیینهای سوگواری جسمانی استوار باشد، بر یادآوری پیامهای معنوی و اخلاقی نهضت امام حسین علیهالسلام تأکید دارد. دعا، تلاوت قرآن کریم، ذکر فضایل اهلبیت علیهمالسلام، انجام کارهای خیر، کمک به نیازمندان و تأمل در آموزههای کربلا از جمله شیوههای رایج بزرگداشت این روز در میان اسماعیلیان است. از این منظر، محبت به اهلبیت تنها در ابراز احساسات خلاصه نمیشود، بلکه باید در رفتار، اخلاق، عدالتخواهی و خدمت به جامعه تجلی یابد.
قرآن کریم مسلمانان را به حفظ کرامت انسانی، میانهروی و پرهیز از آسیب رساندن به خود فرا میخواند: «وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ»(بقره: ۱۹۵) «خویشتن را به دست خود به هلاکت میفکنید.»
همچنین خداوند در بیان جایگاه اهلبیت میفرماید: «قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى»
(شوری: ۲۳)
«بگو: در برابر رسالتم از شما پاداشی نمیخواهم، مگر دوستی نسبت به خویشاوندانم.»
بر همین اساس، اسماعیلیان ارادت به اهلبیت را در پیروی از ارزشهایی همچون صداقت، عدالت، دانش، بردباری و خدمت به انسانها جستجو میکنند؛ ارزشهایی که در زندگی و قیام امام حسین علیهالسلام به روشنی دیده میشود.
از نگاه تاریخی نیز نقش اسماعیلیان در حفظ و گسترش یاد اهلبیت قابل توجه است. در دوران خلافت فاطمیان در مصر (۳۵۸ تا ۵۶۷ هجری قمری)، مناسبتهای مرتبط با اهلبیت پیامبر به صورت رسمی گرامی داشته میشد و مجالس یادبود و مراسم دینی ویژهای برگزار میگردید. بسیاری از پژوهشگران تاریخ اسلام بر این باورند که این سنتها در توسعه فرهنگ بزرگداشت عاشورا و اهلبیت در بخشهایی از جهان اسلام تأثیرگذار بوده است.
حادثه کربلا در طول قرنها الهامبخش اندیشمندان، شاعران و عارفان مسلمان بوده است. محتشم کاشانی در مرثیه مشهور خود میسراید:
«باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟»
و مولانا جلالالدین بلخی با نگاهی عرفانی، پیام درونی این واقعه را چنین بیان میکند:
«پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانک بد مرگی است این خواب گران»
در نهایت، عاشورا برای شیعیان اسماعیلی تنها یادآور یک رخداد تاریخی نیست، بلکه نمادی از مسئولیت اخلاقی انسان در برابر ظلم، بیعدالتی و انحراف از حقیقت است. بزرگداشت امام حسین علیهالسلام زمانی معنا و ارزش کامل مییابد که آموزههای آن حضرت در زندگی فردی و اجتماعی تجلی پیدا کند؛ آموزههایی که بر آزادگی، عدالت، فداکاری، کرامت انسانی و وفاداری به حق استوار است.
سلام بر حسین (ع)، سلام بر خاندان پاک او، سلام بر یاران وفادارش، و سلام بر همهٔ آزادگانی که در هر زمان راه حق، عدالت و انسانیت را دنبال میکنند.
بااحترام
امرالله نیکپی
اسدالله زائری : دانش آموخته علوم سیاسی، در جستجوی فهم دانش سیاسی؛آروزمند صلح وآرامش در جهان.